امام زمان
امام عصر
|
|||||||
|
نوشته شده در تاريخ ۳ بهمن ۱۳۸۸ توسط فاطمه انصاري
| نظرات (0)
نام: محمّد. پدر: امام حسن عسكرى(ع). مادر: نرجس. القاب: حجت، خاتم، صاحب الزّمان، قائم، منتظَر، و از همه مشهورتر مهدى. شكل: چون ستاره درخشان نورانى، و داراى خالى سياه بر گونه راست. زاد روز: شب نيمه شعبان 255، هنگام طلوع فجر. زادگاه: شهر سامراء. غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال. نمايندگان: چهار نفر از شخصيّتهاى شيعه به نامهاى: 1 ــ ابو عمرو، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام. 2 ــ فرزند او، ابو جعفر، محمد بن عثمان بن سعيد، در گذشته304. 3 ــ أبوالقاسم، حسين بن روح بن ابىبحر نوبختى، در گذشته326. 4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى، در گذشته329. محل اقامت نامبردگان بغداد، و كليّه امور شيعيان و خواستهها و نامههاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مىشد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است. غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار، همچنان ادامه خواهد داشت. نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت كبرى: كسيكه فقيه خويشتن دار، مخالف هواى نفس، و فرمانبر امر خداوند باشد، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى كنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّتاند، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد. هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از كسى جز او سخن نگويند. محل ظهور: مكّه معظّمه. محل بيعت (تعهّد مردم در پيروى از امام): مسجدالحرام، ميان ركن و مقام. نشانى: فرشتهاى از بالاى سر او فرياد مىزند: اين مهدى است، او را پيروى كنيد. يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او، عصاى موسى در دستش، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد. ياران: سيصد و سيزده نفر (به عدد اصحاب بدر)، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع)، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند. روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع). شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد. مركز حكومت: مسجد كوفه، مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع). چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان يا سه هزار نفرى كه از آسمان فرود آمدند يا پنج هزار نفرى كه داراى نشان مخصوص بودند مدد داد; و نيز در جبهههاى جنگ ياريش كند، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر و ديگر جبهههاى فراوان و روز تاريخى حنين يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت. مدت زمامدارى: روايات كه اكثراً مربوط به اهل تسنّن استـ در اين باره باختلاف سخن گفته، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است. وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد. بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بىنيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۳ بهمن ۱۳۸۸ توسط فاطمه انصاري
| نظرات (0)
_ خروج سفياني: پيش از قيام امام زمان(ع) مردي از نسل ابوسفيان در منطقة شام، خروج مي كند و با تظاهر به دين داري گروه زيادي از مسلمانان را مي فريبد. امام سجاد(ع) فرمود: "ظهور قائم(ع) از ناحية خداوندقطعي و خروج سفياني نيز از جانب خداوند قطعي است".
2_ خروج يماني: سرداري از يمن قيام مي كند و مردم را به حق و عدالت دعوت مي كند. امام صادق(ع) فرمود: "قيام خراساني و سفياني و يماني در يك سال و در يك ماه و يك روز خواهد بود...". 3_ خروج دجال: يكي از نشانه هاي ظهور امام زمان(ع) خروج دجال ذكر شده است در اين كه دجال كيست دقيقاً مشخص نيست. البته اين احتمال وجود دارد كه مراد از دجال سفياني باشد كه در برخي از كتاب هاي اهل سنت بدان اشاره شده است. پيامبر اسلام(ص) فرمود: "قيام بر پا نمي شود تا وقتي كه مهدي فرزندانم قيام كند و مهدي قيام نمي كند تا وقتي كه شصت دروغگو خروج كنند و هر كدام بگويد من پيامبرم...". 4_ خسوف و كسوف: از نشانه هاي ظهور امام زمان(ع) كسوف در نيمة ماه رمضان و خسوف در آخر و يا اوّل ماه است. امام باقر(ع) فرمود: "دو نشانه، پيش از قيام مهدي(ع) پدپد خواهد آمد كه از زمان هبوط آدم(ع) در زمين بي سابقه است؛ گرفتن خورشيد نيمة ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن". 5_ درآمدن پرچم هاي سياه از خراسان: اين حادثه نيز، در منابع ديني به عنوان نشانه هاي ظهور بيان شده است. امام باقر(ع) فرمود: "بيرق هاي سياهي از خراسان بيرون مي آيد و به جانب كوفه به حركت در مي آيند. پس چون مهدي(ع) ظاهر شود، اينان وي را دعوت به بيعت مي كنند".
6_ فراگير شدن ظلم و جور در جهان: فراگير شدن ظلم، از نشانه هاي معروف ظهور امام زمان(ع) به شمار مي آيد. در روايات، اين مطلب با عناوين گوناگون بيان شده تا آن جا كه گفته شده است: " يملأ الله به الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً؛16 خداوند، به وسيلة ظهور مهدي(ع) زمين را پر از عدل و داد مي سازد، پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده است ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۳ بهمن ۱۳۸۸ توسط فاطمه انصاري
| نظرات (0)
جواب اجمالى:زنده كردن مردگان، در حقيقت كار خداوند است، كه گاهى به بعضى از بندگان صالحش همچون حضرت عيسى عليه السلام و امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف اين اذن را مى دهد بعضى از انسانها را بتوانند زنده كنند و اين زنده كردن فقط با اذن الهى امكان پذير است.و رجعت هم به معناى زنده شدن بعضى انسانها در دنيا، در موقع ظهور امام زمان عج ، از روايات و بعضى آيات استفاده مى شود، و طبق سخنان پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله اين امر در امت اسلامى نيز همانند امتهاى گذشته به وقوع خواهد پيوست.مساله رجعت ارتباطى با زنده كردن مردگان توسط امام زمان عج ندارد و شيعيان زنده كردن اموات را به خداوند نسبت مى دهند نه به امام زمان عججواب تفصيلى:قبل از پاسخ به شبهه مذكور لازم است نكاتى ذكر شود و آن اينكه: مساله رجعت هيچ ارتباطى با زنده كردن مردگان و يا عزيز نمودن مؤمنين و عذاب كردن فاسقين، توسط امام زمان ندارد و شيعيان هيچ موقع زنده نمودن مردگان را به امام زمان ربط نمى دهند، بلكه همواره اعتقادشان اين است كه زنده كردن و يا ميراندن مخصوص ذات مقدس خداوند است. با توجه به اين مطلب بحث از احياء مردگان توسط غير خدا، بحث حاشيه اى خواهد بود. در قرآن كريم خداوند صفاتى را براى خودش مطرح مى كند كه مخصوص ذات مقدس او مى باشد و غير از خداوند كسى از انبياء و ائمه و ملائكه آن صفات را ندارند. مانند:لااله الا هو يحيى و يميت 1 معبودى جز او نيست، زنده مى كند و مى ميراندالله يتوفى الانفس حين موتها2 خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى كنند.3 هنگامى كه خداوند به عيسى بن مريم(ع) گفت: ياد كن نعمتى را كه به تو و مادرت بخشيديم، زمانى كه تو را با «روح القدس» تقويت كردم; كه در گهواره و به هنگام بزرگى، با مردم سخن مى گفتى و هنگامى كه كتاب و حكمت و تورات و انجيل را به تو آموختم، و هنگامى كه به فرمان من، از گل، چيزى به صورت پرنده مى ساختى، و در آن مى دميدى، و به فرمان من پرنده مى شد، و كور مادر زاد، و مبتلا به بيمارى پيسى را به فرمان من، شفا مى دادى، و مردگان را (نيز) به فرمان من زنده مى كردى; و هنگامى كه بنى اسرائيل را از آسيب رساندن به تو، بازداشتم; در آن موقع كه دلايل روشن براى آنها آوردى، ولى جمعى از كافران آنها گفتند: اينها جز سحر آشكار نيستبا توجه به مقدمه فوق، مى گوئيم: در همه اديان به ظهور مصلح جهانى بشارت داده شده است و اين مصلح جهانى كه وارث همه علوم و معجزات انبياء گذشته مى باشد و عدل و داد را برقرار كرده و زمين را از لوث ستمگران و خيانتكاران پاك مى كند.قرآن مى فرمايد: و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون 4 در "زبور" بعد از ذكر (تورات) نوشتيم بندگان شايسته ام وارث (حكومت) زمين خواهند شد»، و امام زمان (ع) كه همان مصلح موعود است همه معجزات پيامبران را خواهد داشت5 بنابراين زنده كردن مردگان نيز مى تواند از معجزات آن حضرت باشد اما بايد توجه داشت كه هرگونه معجزه اى تنها باذن الهى خواهد بود و بدون اذن خداوند انجام معجزه ممكن نيست.رجعت و عقيده مسلم شيعهرجعت، به معنى بازگشتن است، و مراد از آن زنده شدن و بازگشتن گروهى، (از نيكان بسيار نيك و انسان هاى بسيار بد) بعد از حضرت قائم عج مى باشد، تا نيكان با مشاهده دولت آن بزرگوار شادمان بشوند و به فيض نصرتش مفتخر گردند. و انسان هاى بد نيز با مشاهده دولتى كه هرگز نمى خواستند، غمگين گردند و به ذلت و خوارى برسند، و عقوبت و عذاب ببينند و به دست دوستان آن حضرت كشته شوند و اما ديگر مردمان در قبرها مى مانند تا در قيامت حاضر گردند6اما اينكه گفتيد عقلا ممكن نيست و دليلى بر آن نداريم؟! مى گوئيم بهترين دليل بر امكان چيزى وقوع آن است و در امتهاى گذشته نظير آن واقع شده است و قرآن كريم موارد مختلفى از رجعت را بيان نموده است از جمله به داستان قومى اشاره مى كند كه از ترس طاعون از وطن خود فرار كردند و خداوند آنها را مدتى طولانى ميراند و سپس به سبب دعاى يكى از پيامبران بنام «حزقيل» همه آنها را زنده كرد بعد از آن پس از مدتى به اجل طبيعى از دنيا رفتند 7براى روشن شدن مطلب دو آيه و دو روايت نقل مى شود:الف) آيات:1ـ قرآن مى فرمايد: الم تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت، فقال لهم الله موتوا، ثم احياهم ان الله لذو فضل على الناس و لكن اكثر الناس لايشكرون 8 آيا نديدى آنان را كه از بيم مرگ از خانه هاى خود بيرون رفتند و آنها هزاران تن بودند، پس خداوند به آنها گفت: بميريد. سپس آنان را زنده كرد، بى گمان خدا بر مردم صاحب فضل است. و لكن بسيارى از مردم سپاسگزارى نمى كنندو طبق قاعده معروف: حكم الامثال فيما يجوز و ما لا يجوز واحد احتمال امتناع آن از بين مى رود و ثابت مى شود كه رجعت يك كار ممكنى است و نمى تواند در اين امت)پيامبر اسلام) ممكن نباشد، و روايات ما آن را اثبات كرده اند و پيامبر (ص) در اين مورد مى فرمايد: يكون فى هذه الامه كل ما كان فى بنى اسرائيل حذو النعل بالنعل و القزة بالقزة 9 هر اتفاقى كه در بنى اسرائيل رخ داده بدون ذره اى كم و زياد در اين امت هم رخ مى دهد.2ـ آيه ى ديگرى كه بر رجعت دلالت دارد اين است كه خداوند مى فرمايد: و يوم نحشر من كل امة فوجاً) 10 به خاطر آور) روزى را كه ما از هر امتى، گروهى را از كسانى كه آيات ما را تكذيب مى كردند محشور مى كنيم، و آنها را نگه مى داريم تا به يكديگر ملحق شوند، اين آيه مربوط به قيامت نمى تواند باشد چون در قيامت همه محشور مى شوند نه از هر گروهى فوجى، لذا اين آيه مربوط به رجعت مى شود.ب) روايات:1ـ مأمون خدمت امام رضا (ع) عرض كرد يا ابا الحسن درباره رجعت چه مى گويى؟ حضرت فرمود: رجعت حق است در امت هاى پيشين بوده است و قرآن هم ازآن سخن گفته است و پيامبر هم فرمود: پس مى آيد، براى اين امت هر آنچه براى امت هاى گذشته پيش آمد، بدون كم و زياد، و فرمود هنگامى كه مهدى (عج) از فرندان من ظهور نمايد، عيسى از آسمان پايين آمده پشت سر آنحضرت نماز مى گذارد... مأمون عرض كرد سرانجام چه مى شود؟ فرمود: حق به اهل خودش بر مى گردد. اين روايت به خوبى دلالت بر وجود رجعت و صحت آن دارد كه نيازى به توضيح نيست.2ـ سلمان مى گويد: پيامبر اسلام (ص) دوازده امامى بعد از خود را معرفى نمود، و اسامى هر يك را بيان نمود، من گريستم و عرض كردم آيا من آنها را درك مى كنم؟ فرمود: تو اى سلمان و امثال تو آنها را دوست مى دارند و با معرفت آنها را درك مى كنند، سلمان گويد خدا را شكر كردم سپس عرض كردم يا رسول الله آيا من تا زمان آنها زنده خواهم بود؟ فرمود: اى سلمان اين آيه را بخوان «هنگامى كه نخستين وعده فرا رسد گروهى از بندگان نيرومند و جنگجوى خود را بر ضد شما مى انگيزم، خانه ها را جستجو كنند و اين وعده اى است قطعى پس شما را بر آنها چيره مى كنيم و شما را بوسيله دارييها و فرزندان كمك خواهيم كرد و نفرات شما را بيشتر قرار مى دهيم 11 سلمان مى گويد من از روى شوق گريه نمودم و گفتم يا رسول الله اين حادثه در زمان شما (و با حضور شما) خواهد بود فرمود آرى و الله در آن زمان من و على و فاطمه و حسن و حسين و نه امام از فرزندان حسين (عليهم اسلام) و هر كسى كه در مسير اهلبيت مظلوم واقع شده اند همه يكجا گردهم مى آييم، آنگاه ابليس و لشكريان او و مؤمنين واقعى و كافران حقيقى حاضر مى شوند، و فرمود ماييم تأويل اين آيه: «ما چنين اراده نموده ايم، كه بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان وارثان روى زمين قرار دهيم». سلمان مى گويد از نزد پيامبر (ص) برخواستم از آن به بعد، هيچ باكى نداشتم كه من مرگ را ملاقات كنم و يا او به سراغم آيد12: پاورقي[1]- اعراف/158.[2]- رم/42.[3]- مائده/110.[4]- انبياء/105.[5]- محمد باقر مجلسى، (مترجم على دوانى) بحارالانوار (مهدى موعود) (دار الكتاب، ج26، 1373 هـ ش، تهران) ص476.[6]- سيد ابوالحسن مولانا، مهدى و مساله رجعت، (انتشارات نور ولايت، اول، تبريز، 1375 هـ ش) ص21.[7]- محمد حسين طباطبائى، تفسير الميزان، (جامعه مدرسين حوزه علميّه قم، قم) ج2، ص282.[8]- بقره/243.[9]- شيخ حر عاملى، الايقاظ من الهجعه... (مترجم سيد هاشم رسولى محلاتى) دار الكتب، قم) ص29.[10]- نمل/83.[11]- اسراء/5ـ6.[12]- بحار الانوار (پيشين) ج53، ص143ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۳ بهمن ۱۳۸۸ توسط فاطمه انصاري
| نظرات (0)
ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۳ بهمن ۱۳۸۸ توسط فاطمه انصاري
| نظرات (0)
سلام
ديگه خرابم ... ... .. اين امتحان كه در پيش راه دارم خيلي سخت و جانكاه است ! اي كاش اينقدر به خوش خيالي نمي گذشت ! شده ام مسافر كشتي هزار بادبان درياي آزمايش ، زندگي سرم پايين ، اين عرشه را قدم ميزنم سر تكان مي دهم افسوس ميخورم ! گاه ميپيچم از درد به خود گاه بي خيالم از خود ، شده ام متلاطم از اين امواج. گاهي شادم كه از شوق وصل جاري تو سر مست و مسرور، صباحي نگذشته شكسته از پا نشسته حال خرابم به ياد تو از غم و زخم و جراحت شده ام فراموش گاهي گويم اي دلبرمن نگاهي ! گاهي سر به پايين از شرم گناهي! خسته در مانده بر گوشه اين كشتي نشستم ! تو آمدي ! رفتم ماندم نيامدم ..... بودي آمدي نرفتي زخم خوردم ، زخم زدم ... درمان نمودي ، درمان نكردم پرورشم دادي ... گاهي اهل بودم گاه نبودم حال عرشه را پيموده ام ![]() هوا طوفانيست بادبان ها باز دريا پرتلاطم در حال فرارم از درون ! تو راهي نشان ده طوفان ، دريا، تلاطم و سياهي خود مي باشم تو راهي نشان ده ادامه مطلب... www.emamezaman.zaminblog.com |
|||||||